آخرین نظرات بارانی ها
ردپای مرد بارانی در اینترنت





Untitled Page



آمار چتر به دست ها
چتر به دست های آنلاین : 0 نفــر بازدیــد امــروز: 3 چـــتر بــه دســت کل بازدیدها : 2289 چــــتر بــه دســت

Archive for نوامبر, 2009

مرد بارانی کیست…؟!

سلام

خواستم بگم فرازی از زندگیم رو با عنوان ” مرد بارانی کیست” به روزکردم که می تونید هم از منوی بالای صفحه و هم از  ایــنــجا مطالعه کنید.

راستی شهاب باران است امشب ! اگه آسمون دلتون صافه امشب ساعت یک به آسمون خیره بشید…

ارادتمند

مرد بارانی

برایش دعا کنیم

متاسفانه با خبر شدم بهروز بقایی ، هنرمند با سایقه و دوست داشتنی و کسی که خیلی به منش و شخصیتش علاقه داشتم دچار حمله ی مغزی شده و در بیمارستان بستری است. از منابع خبری به گوش میرسه که گویا حال چندان مناسبی نداره… به طوری که حتی قادر به تکلم هم نیست .
ملتمسانه ازتون میخوام براش دعا کنید…!

داستان من و آقای سیب زمینی !

در پی مشکلاتی که این روزها باهاش سر و کله می زنم کمتر احساس نوشتن پیدا می کنم . و یه جورایی خجالت می کشم از همه بر و بچه های وبلاگ نویس که با این بروز نکردن ، شخصیت اونا رو هم بسی زیر سوال بردم…!
عرضم به حضور شما  تقریبا یک سال پیش بود ، یه روزی که بسی سرخوش تشریف داشتم واسه تفریح شروع کردم به کشیدن یه کاراکتر… فکر خاصی واسش نداشتم ، جز اینکه میخواستم یه کاراکتر رو در زمان گذشته تصویر کنم ! تقریبا چیزی در حدود ۵۰ سال گذشته…
شروع کردم به کشیدن و وقتی کار تموم شد دیدم چقد دوسش دارم ! دیدم چقد فکر های خودم رو تو قیافش می بینم ! چقد فضای کارش رو دوست دارم… با اینکه ابتدایی کار شده بود ولی خیلی بهش علاقه پیدا کردم و در طی یک دوره بررسی و تحقیقات طبقه بندی شده ، نام این کاراکتر رو “سیب زمینی” گذاشتم ! سیب زمینی شد رفیق تنهاییام ! رفیق شب بیداری هام…! بعدش دیدم انگار بقیه هم بدشون نمیاد از این آقای سیب زمینی … تصمیم گرفتم یکم این کاراکتر رو گسترش بدم و بهش دیتیل اضافه کنم .حالا کم کم این سیب زمینی ها دارن یه سریال دنباله دار میشن…
احتمالا حالا دوس دارین بدونید این سیب زمینی ها چه شکلین !؟ چشمتون رو به جمال آقای سیب زمینی و خونوادش روشن می کنم . خواهش می کنم :

Read the rest of this entry »

تبریکات فراوان…!

سلام بارانی های عزیز !
اومدم اینجا فقط به دو دلیل :
اول اینکه میلاد امام رضا (ع) رو به همه تبریک بگم ! که تاریخش بسی جالب توجه است ! (۸/۸/۸۸)
تنها آرزویی هم که میتونم بکن اینه که انشاالله هیشکی هشتش گرو نهش نباشه !!! :)

دلیل دوم اومدنم به اینجا اینه که به دو نفر تبریک ویژه بگم ! به  دوتا هنرمند…! چیو؟! عرض میکنم…!
یکی از دوستان بزرگوار و هنرمندم که هم استانی هم هستیم در شرف ازدواج هستند که بسی تبریک می گوییم از ته ته قلب !  آرزوی خوشبختی و سلامتی واسشون دارم بسیار …

و نفر بعدی هم بازم یکی از دوستان هنرمندم هست که خیلی خیلی خاطره ها باهاش دارم…! از بدو فعالیت هنریش تا حالا که اینهمه معروف شده!     ۱۳۶۳/۸/۷  به دنیا اومده… تولدت مبارک رفیق!

اسم این بزرگوارانو نمیگم ! چون شاید دلشون نخواد بگم…خودشون باید بفهمن که می فهمن …

همین!

راستی مطالب جدیدی هم در دست تایپ دارم! اینجور که داره پیش می ره فکر می کنم یکی دوسال دیگه طول بکشه تا مطالبم ارزشمندم(!) تموم شه و اینجا پست کنم…!

فعلا… بارانی باشید!