آخرین نظرات بارانی ها
ردپای مرد بارانی در اینترنت





Untitled Page



آمار چتر به دست ها
چتر به دست های آنلاین : 0 نفــر بازدیــد امــروز: 2 چـــتر بــه دســت کل بازدیدها : 2288 چــــتر بــه دســت

Archive for the ‘موسیقی’ Category

از گربه های ایرانی تا بهمن قبادی !

http://2.bp.blogspot.com/_TLYCdoBUalI/Sw8SFbi7PrI/AAAAAAAAGY8/Z7XhcXpSo1E/s1600/nobody1.jpg

چند ماه پیش در تعدادی از خبرگزاری های اینترنتی خوندم که فیلمی به کارگردانی بهمن قبادی در حال ساخت هست. فیلمی که به گفته ی قبادی بدون مجوز از معاونت سینمایی ارشاد در حال ساخت بود و گویا سختی های بسیاری رو برای فیلمبرداری سکانس های خارجی  این فیلم کشیده بودند.
“کسی از گربه های ایرانی خبر نداره” عنوان جدیدترین فیلم بهمن قبادیست که موضوع موسیقی زیرزمینی رو مورد بررسی قرار داده. نگار شقاقی،حامد بهداد،اشکان کوشا نژاد بازیگران اصلی این فیلم هستند که البته تعدادی از موزیسین های زیرزمینی مثل هیچکس هم در این فیلم به ایفای نقش پرداختند. بهمن قبادی در ابتدای این فیلم  ، مشاهده اثرش را برای همه ی آنهایی که کارش را کپی کرده می بینند حلال دانسته و خواسته تا به اطرافیان خود هم نشانش بدهیم …!

این فیلم رو دیدم و … فکر می کنم فیلم بحث خوبی کرده … و معضلات واقعی هنرمندانی رو به تصویر کشیده که واقعا زندگیشون رو فدای هنرشون می کنند ، بدون حتی ذره ای حمایت از طرف دولت یا اطرافیان . بلکه همیشه در استرس این هستند که از طرف اطرافیان یا نیروی محترم انتظامی (!)  مورد اعتراض و شاید دستگیری قرار نگیرند ! فیلم ، ضد ایرانی نیست اما  ، آنچنان حامی فرهنگ ما هم نیست… در بخش هایی از فیلم ، حتی صحنه هایی رو می بینیم که گویا کارگردان قصد داشته دین رسمی ایران رو هم مورد نقد قرار بده … اما به هر حال ، فیلم جنبه های مثبت کمی هم نداره و دیدنش رو به دوستان هنرمند و هنردوست توصیه می کنم … حالا خداییش … کسی از گربه های ایرانی خبر نداره ؟!!!

تضاد فرهنگی یا چگونه همرنگ جماعت شویم – بخش پایانی

tazad-farhangi2

بخش اول مطلب مربوط به این موضوع رو قبلا در این لینک خدمت بارانی های عزیز عرض کرده بودم. حالا بخش پایانی این بحث رو بخونید که انشاالله شرِش از سر هممون کنده بشه …!!!

تضاد فرهنگی یا چگونه همرنگ جماعت شویم - بخش پایانی

اکثرا بخاطر شرایط کاری ای که دارم و هم بخاطر روحیات شخصیم بیشتر وقتها توی خونه هستم و به کارام می رسم. این بار هم مثل دفعات گذشته مشغول رتق و فتق امورات بودم و سخت سرگرم…

که ناگهان تلفن عزیز سر و صدا کردن. جواب دادم … پشت خط کسی نبود جز جناب پسر عمه ی گرام ! هر زمان صدای پسرعمه جان گرام رو از پشت سیم مسی می شنیدم بطور قطع به یقین مطمئن می شدم که در زمینه ی رایانه و متعلقات مربوط به اون مشکلی پیدا کرده و ازم میخواد که راهنماییش کنم. چون به غیر از این در هیچ شرایطی با بنده تماس نمی گرفت که نمی گرفت ! این بار هم بر حسب اتفاق هدسم درست بود و آقای گرام از بنده تقاضای کمک داشتن. چون این قضیه برام عادی بود قبول کردم و شاد و سرخوش بسوی منزل آقای گرام حرکت کردم (آقای گرام از این پس اسم مستعار پسرعمه ی بنده می باشد !!!) . لازم به ذکر هست که آقای گرام دوم دبیرستان تحصیل می کنند.

Read the rest of this entry »

مرد بارانی وارد می شود

به نام او

عرض شود که …سلام !
اینجا قراره وبلاگ شخصی یه نفر باشه به اسم مرد بارانی … یعنی اینجوری صداش می کنن !
البته راستشو بخواین اینجوری صداش نمی کننا !  یجور دیگه صداش می کنن !!! اما اون دوست داره از این به بعد اینجوری صداش کنن… مرد بارانی !
از بحث اینجوری و اونجوری که بگذریم باید بگم مرد بارانی دلش نمیخواست که وبلاگ بزنه اما بعد بروزش نکنه واسه همین تو راه اندازی همین وبلاگ فکستنی هم شک داشت . ولی خوب اراده قوی کرد و دوستان دلگرمی بهش دادن و هلش دادن تو بارون که آقا باید همینجا زیر بارون بشینی و یادداشتهاتو بنویسی . واقعیت امر اینه که جناب مرد بارانی هم همونجا  پشیمون شد از وبلاگ زدن و به غلط کردن افتاد و از زیر بارون پاشد بره پی زندگیش که یهو چشمتون روز بد نبینه یه چیزی مثل چی (!) خورد تو سرش ! یه چیزی بود… نقهمید چی بود ، راستش چشاش تار میدید ! تو همون گیجی و در حالی که گنجشک ها روی سر کچلش آواز سر داده بودن متوجه شد که بله ! ایشون چتر بودن !  از اونجایی که مرد بارانی ما راهی جز موندن زیر باران نداشت ، چترشو باز کرد و پشت به دوربین ایستاد و به فکر عمیقی فرو رفت … نه … البته این آخرشو تحریف کردم ! به هیچ فکر عمیقی فرو نرفت و به دو دلیل هم پشت به دوربین وایساد . اول اینکه چتر فرود اومده بود تو سرش که منجر به متورم گشتن نواحی ای از سرش شده بود میخواست دیده نشه ! و دومین دلیل هم …بخاطر کچل بودنش بود که …باز میخواست دیده نشه … و اینگونه شد که دوربین از پس کله ی ایشون عکس گرفت و شد عکس وبلاگش که بالای صقحه می بینید !

خوب… واسه دفعه ی اول زیاد حرف زدم ! انشاالله سعی می کنم بلاگ سریع بروز بشه …
فعلا تا بعد…

مرد بارانی