می شنوید !

[گلنار / با صدای کوروس سرهنگ زاده ]

از آن شب بارانی

تا همین حالا

دقیقا یک عمر و سه دقیقه می گذرد…

می بینی؟

حسابش را دقیق دارم!

یادش بخیر…

یک عمر و سه دقیقه ی پیش

همین موقع!

دست هایم پر از تو بود!

 

 

محمد

____________

پ.ن: خوب یا بد ، دست تقدیر مارو به جایی که باید ببره می بره. گاهی نتیجه ی اعمال گذشتمون تقدیر آیندمون رو تغییر میده ، گاهی تقدیری که درگیرشیم ، ظاهرا منفیه اما اگر رخ نده زنجیره ی اتفاقات پی در پی پس از اون ،  که شاید خیلی هم مثبت باشن از هم پاره می شه…
پس زیاد جوش نزنیم ، اون چیزی که در آینده قراره برامون رخ بده رو خودمون قبلا با دستامون توی حال و گذشته ساختیم…
این مهمترین درسیه که من این اواخر از زندگی گرفتم!